کارگردان «بهانه سکوت»: خلق فضایی تازه و متفاوت در فیلم نباید عیب تلقی شود
کارگردان «بهانه سکوت» میگوید یکی از دلایل تأخیر در اکران آثارش، دشواری درک زبان متفاوت فیلمهایش برای تصمیمگیران است؛ در حالی که به باور او، خلق فضایی تازه و متفاوت در فیلم نباید عیب تلقی شود.
مریم عظیمی/صبا؛ در این فیلم که در اوج دوران کرونا ساخته شده بازیگرانی مانند شیلا خوش اقبال، سوده ازقندی، مرتضی اسماعیلی و… به ایفای نقش میپردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با ذبیح الله رحانی، تهیهکننده و کارگردان این فیلم را میخوانید.
اجازه بدهید از اینجا آغاز کنیم که اساساً ایده ساخت فیلم «بهانه سکوت» چگونه شکل گرفت؟
ایده این فیلم در زمان اوج همهگیری کرونا شکل گرفت. متاسفانه چند تن از بستگان ما به دلیل ابتلا به کرونا از دنیا رفتند و ما در مراسم تشییعجنازهشان با شرایطی بهشدت کنترلشده و خاص مواجه بودیم یعنی نه دسترسیای به پیکر آنها داشتیم، نه توانستیم عزاداری کنیم و نه حتی فرصتی برای وداع یا جمع شدن در کنار هم فراهم بود. شرایط بهقدری عجیب و غیرقابل باور بود که میتوان گفت یک فضای سوررئالیستی شکل گرفته بود، فضایی آکنده از ترس و بیاطمینانی که تجربهای مشترک برای همهی ما بود.
با توجه به شرایط خاص آن زمان، چطور موفق شدید تیم را جمع کنید و تمرینها را پیش ببرید؟
گروه ما هم کوچک بود و هم بهشدت محتاط، حتی برای گفتوگو یا تمرین شخصیتها، دیدارهایمان با فاصله بسیار زیاد انجام میشد. مثلاً در فضای باز پارکها، با چند متر فاصله از هم و ماسک بهصورت مینشستیم و درباره نقش و تبیینات کار صحبت میکردیم. در انتخاب بازیگران کار برایم مهم بود که خود بازیگر هم در انتخاب سوژهای که قرار است در آن ایفای نقش کند، مشارکت داشته باشد. در آن زمان، هر کس تجربهای شخصی از کرونا داشت چون خودش، یا اطرافیانش درگیر شده بودند، بعضی حتی نمیدانستند ناقل هستند یا نه. به همین علت شرایط، مملو از بیخبری و ترس بود. برای من مهم بود که حس و حال واقعی بازیگران هم در قصه جریان داشته باشد به همین علت طرحهایی را که خودم مدنظر داشتم، با مشورت و تعامل با بازیگران تقویت کردیم و درنهایت، چیزی را تصویربرداری کردیم که خودِ بازیگر هم به آن باور داشت.
پس نوعی فرآیند کارگاهی و تجربهمحور در شکلگیری پروژه دخیل بوده؟
بله، دقیقاً همینطور است. اساساً کارهای من بهشدت بر پایه تعامل و بده بستان شکل میگیرد. بداهه در آثار من حرف اول را میزند. من معتقدم بازیگر نباید برای من نقش بازی کند، بلکه باید آن را زندگی کند. به همین خاطر، اصرار دارم که درگیر تکنیکهای متظاهرانهی بازیگری نشود که بخواهد من یا تماشاگر را فریب بدهد. به نظر من بازیگر باید چنان در نقش حل شود که انگار واقعاً آن آدمیست که این موقعیت برای خودش یا خانوادهاش، یک معضل واقعیست.
کمی بیشتر درباره داستان فیلم تبیین دهید؟
داستان درباره یک راننده و مسافرکش است که ذهنی هنری دارد و فیلمهای هنری میسازد و مخاطبانش او را درک نمیکنند. حتی همسرش، که خودش هم هنرمند است، گلایه دارد که چرا فیلمهایی میسازد که درآمدی ندارند و چرا به سراغ کارهای پرارائه یا کمدی نمیرود. اما کاراکتر اصلی داستان، که خودم هم نقشاش را بازی میکنم، ترجیح میدهد مسافرکشی کند اما تن به ساخت چیزی که به آن باور ندارد ندهد. این شخصیت شاید خود من نباشد، اما نماینده امثال ماست؛ فیلمسازانی که جامعه تلاش میکند از آنها فاصله بگیرد یا آنها را نامتوازن، نامتقارن و یا به نوعی ناموجه میبیند. اما امثال ما نگرهای داریم که متاسفانه برخی مواقع با اقبال روبرو نمیشود.
برچسب:
نویسنده: بردیا کریمیان